قسمتی از متن کتاب:
 
فرد سرباز جوانی در یک پادگان بزرگ بود. آن‌ها همیشه در طول هفته خیلی سخت کار می‌کردند، اما آن روز شنبه بود، و همه‌ی سربازان آزاد بودند، بنابراین افسرشان به آن‌ها گفت: امروزبعدازظهر شما می‌توانید به داخل شهر بروید، اما اول می‌خواهم از شما بازدید کنم.فرد به سوی افسر رفت، و افسر به او گفت: موهای شما بسیار بلند است، به آرایش‌گاه برو و دوباره پیش من برگرد.فرد به آرایش‌گاه رفت، ولی بسته بود چون آن روز شنبه بود. فرد برای چند دقیقه ناراحت شد، اما بعد خندید، و به سوی افسر برگشت.

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید دانلود کتاب دانلود رایگان کتاب کتابخانه امید ایران

برای کوتاه کردن لینک نوشته دانلود رایگان کتاب داستانهای کوتاه انگلیسی با ترجمه فارسی می توانید از سیستم کوتاه کننده لینک رایگان شینک استفاده کنید.

توضیحات

دوستان توجه داشته باشند که محتوای این صفحه از سایت قید شده در لینک بالا تهیه شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی درباره محتوای صفحه مورد نظر ندارد. در صورتیکه صفحه مورد نظر دارای مواردی مخالف قوانین رایانه ای و عرف کشور داشت، از طریق برگه تماس با ما اطلاع دهید.

تبلیغات

یک دیدگاه

  1. hasanali گفت:

    بسیار خوب هست مفید و عالی تشکر دوست عزیزم

دیدگاهی بگذارید