http://irebooks.com/images/SiteOtherPix/News/Dastan_Roman/ZolmAbad.jpg

قسمتی از متن کتاب :
 
و ما هم گفتیم آری سحر گذشته و ما مانده بی خیال و سحر گذشت و ما آنقدر بی خیال ماندیم، که در شبی دیگر گرفتار شدیم و ما سحر را بیاد داشتیم بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان شب نبود، بیاد داشتیم زمانی را که شهرمان تاریک نبود، شهرمان غمگین نبود، شهرمان خفقان نگرفته بود.

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید دانلود کتاب دانلود رایگان کتاب کتابخانه امید ایران

توضیحات

دوستان توجه داشته باشند که محتوای این صفحه از سایت قید شده در لینک بالا تهیه شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی درباره محتوای صفحه مورد نظر ندارد. در صورتیکه صفحه مورد نظر دارای مواردی مخالف قوانین رایانه ای و عرف کشور داشت، از طریق برگه تماس با ما اطلاع دهید.

تبلیغات