قسمتی از متن کتاب :
 
سید احمد همینکه وارد خانه شد، نگاه مضنونی به دور حیاط انداخت، بعد با چوب دستی خودش به در قهوه ای رنگ اطاق روی آب انبار زد و آهسته گفت:«ربابه … ربابه..!»در باز شد و دختر رنگ پریده ای هراسان بیرون آمد:«داداشی تو هستی ؟ بیا بالا»دست برادرش را گرفت و در اطاق تاریک کوچک ک تا کمرکش دیوار نم کشیده بود داخل شدند. سید احمد عصایش را کنار اطاق گذاشت و روی نمد کهنه گوشه اطاق نشست. ربابه هم جلو او نشست. ولی برخلاف معمول، ربابه اخم آلود و گرفته بود. سید احمد بعد از آنکه خیره به چشمهای اشک‌آلود او نگاه کرد از روی بی میلی پرسید: «ننجون کجاست؟»

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید دانلود کتاب دانلود رایگان کتاب کتابخانه امید ایران

برای کوتاه کردن لینک نوشته دانلود رایگان کتاب داستان چنگال از صادق هدایت می توانید از سیستم کوتاه کننده لینک رایگان شینک استفاده کنید.

توضیحات

دوستان توجه داشته باشند که محتوای این صفحه از سایت قید شده در لینک بالا تهیه شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی درباره محتوای صفحه مورد نظر ندارد. در صورتیکه صفحه مورد نظر دارای مواردی مخالف قوانین رایانه ای و عرف کشور داشت، از طریق برگه تماس با ما اطلاع دهید.

تبلیغات