قسمتی از متن کتاب:
 
همایون با خودش زیر لب میگفت :” آیا راست است ؟ … آیا ممکن است ؟ آنقدر جوان، آنجا در شاه عبدالعظیم ما بین هزاران مرده دیگر، میان خاک سرد نمناک خوابیده … کفن به تنش چسبیده! دیگر نه اول بهار را می بیند و نه آخر پاییز را و نه روزهای خفنه غمگین مانند امروز را … آیا روشنائی چشم او و آهنگ صدایش به کلی خاموش شد! او که آنقدر خندان بود و حرف های بامزه میزد.

برای دانلود رایگان کتاب اینجا کلیک کنید دانلود کتاب دانلود رایگان کتاب کتابخانه امید ایران

توضیحات

دوستان توجه داشته باشند که محتوای این صفحه از سایت قید شده در لینک بالا تهیه شده است و این سایت هیچگونه مسئولیتی درباره محتوای صفحه مورد نظر ندارد. در صورتیکه صفحه مورد نظر دارای مواردی مخالف قوانین رایانه ای و عرف کشور داشت، از طریق برگه تماس با ما اطلاع دهید.

تبلیغات

دیدگاهی بگذارید